تبليغاتX
دنیای کوچک ما

یکشنبه 1388/02/20

  

 

 اَلــسَّــلامُ
عــَلـَیــْكِ یــا ســــَیّــِدَةَ
نـِسـاءِ العـالَمـیـن اَلـسَّـلامُ عَـلـَیْكِ
یا والِـدَةَ الْحُجُجِ عَلَى النّاسِ اَجْمَعینَ، اَلسَّلامُ
عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمَظْلوُمَةُ الْمَمْنوُعَةُ حَقُّه،اَللّهـُمَّ صـَلِّ عَلى اَمَتِكَ
وَابـْنـَةِ نـَبـِیِّكَ وَ زَوْجـَةِ وَصـِىِّ نـَبـِیِّكَ صَلوةً
تَزْلفُه فَوْقَ زُلْفى عِبادِكَ الْمُكْرَمینَ
مِنْ اَهْلِ السَّمواتِ وَاَهْلِ
الارَضَـین

نوشته شده توسط عاطفه در 13:2 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1388/01/18

معابد بسیار زیبای جهان

 

ای آنكه تو طالب خدایی به خود آ

از خود بطلب كز تو جدا نیست خدا

اول به خود آ چون به خود آیی بخدا

اقرار نمایی به خدایی ِ خدا کن

 

 

نوشته شده توسط عاطفه در 9:37 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 1387/10/15

السلام علیک یا اباعبدالله

 

 

 

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ
 الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏ عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا
بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ
 الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ  السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى
عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ) وَ عَلَى
أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏
 التماس دعا 
 
 
 
نوشته شده توسط عاطفه در 7:22 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/10/09

نقشه ۲۵ گنج بزرگ دنیا از زبان امام صادق علیه السلام

امام صادق عليه‌السلام فرمودند:

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها في السخأ: بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم.

2- و طلبتُ العافية، فوجدتها في العزلة: و تندرستي و رستگاري را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏ گيري (مثبت و سازنده) يافتم.

3- و طلبت ثقل الميزان، فوجدته في شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگيني ترازوي اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهي به يگانگي خدا تعالي و رسالت حضرت محمد (صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) يافتم.

4- و طلبت السرعة في الدخول الي الجنة، فوجدتها في العمل لله تعالي: سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم.

5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته في تقديم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم.


برگ عيشي به گور خويش فرست        كس نيارد ز پس، تو پيش فرست
 

6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها في ترك المعصية: و شيريني عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه يافتم.

7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها في الجوع و العطش: و رقت (نرمي) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم.

8- و طلبت نور القلب، فوجدته في التفكر و البكأ: و روشني قلب را جستجو نمودم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم.

9- و طلبت الجواز علي الصراط، فوجدته في الصدقة: و (آساني) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم.

10- و طلبت نور الوجه، فوجدته في صلاة الليل: و روشني رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب يافتم.

11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته في الكسب للعيال: و فضيلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم.

12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته في بغض اهل المعاصي: و دوستي خداي تعالي را جستجو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم.

13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها في النصيحة لعبادالله: و سروري و بزرگي را جستجو نمودم، پس آن را در خيرخواهي براي بندگان خدا يافتم.

14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته في قلة المال: و آسايش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمي ثروت يافتم.

15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها في الصبر:و كارهاي پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم.

16- و طلبت الشرف، فوجدته في العلم: و بلندي قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش يافتم.

17- و طلبت العبادة فوجدتها في الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهيزكار يافتم .

18- و طلبت الراحة، فوجوتها في الزهد: و آسايش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسايي يافتم.

19- و طلبت الرفعة، فوجدتها في التواضع: برتري و بزرگواري را جستجو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم.

20- و طلبت العز، فوجدته في الصدق: و عزت (ارجمندي) را جستجو نمودم، پس آن را در راستي و درستي يافتم.

21- و طلبت الذلة، فوجدتها في الصوم: و نرمي و فروتني را جستجو نمودم، پس آن را در روزه يافتم.

22- و طلبت الغني، فوجدته في القناعة: و توانگري را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت يافتم.

قناعت توانگر كند مرد را          خبر كن حريص جهانگرد را

23- و طلبت الانس، فوجدته في قرائة القرآن: و آرامش و همدمي را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم.

24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها في حسن الخلق: و همراهي و گفتگوي با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخويي يافتم.

25- و طلبت رضي الله، فوجدته في برالوالدين: و خوشنودي خدا تعالي را جستجو نمودم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.



منبع : مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810.

تبيان

نوشته شده توسط عاطفه در 7:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/07/08

عید سعید فطر بر همگان مبارک

 

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

  طبيعت با بهار طراوت مى‏يابد و معنويت با بهار رمضان اوج مى‏گيرد. بهار طبيعت با نوروز آغاز مى‏شود و بهار معنويت با ماه رمضان. سردى طبيعت با شكوفه‏هاى بهارى و سرود بلبلان رخت بر مى‏بندد و يخهاى عصيان و نافرمانى، با زمزمه‏هاى نيمه شب رمضان و ترنم دعاى رمضانيان آب مى‏شود. در رمضان است كه مى‏توان هفت شهر عشق را پيمود و ديو نفس را بر زمين افكند و در عيد فطر پيروزى فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.

اگر گردش زمين دور خورشيد، آغازگر سال شمسى است واگر تكاپوى ماه بر گرد زمين، نويد بخش سال قمرى؛ حركت سالك عاشق در رمضان المبارك در مدار توحيد، طلايه دار سال معنوى است و پيروزى قلب سليم بر شهوت بدخيم، نوروز آن.

در صبحدم اين عيد آسمانى است كه هاتفى ملكوتى، پيروزمندان ميدان جهاد اكبر را به دريافت پاداششان فرا مى‏خواند، پاداشى فراتر از پاداشهاى خاكى و غيرقابل مقايسه با هداياى پادشاهان زمينى

امام باقر عليه‏السلام ازپيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت كردند: «اِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّال نادى مُنادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلى جَوائِزِكُمْ. ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيْسَتْ كَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوائِزِ؛(2) هنگاهى كه روز اول ماه شوال فرا مى‏رسد، منادى ندا مى‏دهد: هان اى مؤمنان! براى دريافت جوايزتان صبح زود بشتابيد. اى جابر، جوايز خداوند همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوايز است.»

 التماس دعا

نوشته شده توسط عاطفه در 12:31 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/06/30

دعا

مرا باش كه در قصر بلور دنبال تو مي گشتم

مگر تو « لاي اين شب بوها » نيستي ، يا « پاي آن كاج بلند »

آه ... ببخش مرا كه ندیدمت !

خواندم ولی نديدم ، كه :

دیدنت به چشم نیست با دل است

و همه حتی « نابینایان مادرزاد » !! مي توانند ببینند تو را

... و من به قاب نحیف آینه دل بسته بودم .

آري ، هیچ ندیدم و همه را ديدم ...

و شبی تاريكتر از تاريك كه جام صبح را پر كرده بود

همان شب خواب دیدم تو را و ... بیدار شدم

«الحمدلله رب العالمين»

مهربانم : ياري ام كن آینه حضورت را تا ابد با چشمانم پاك و زلال نگه دارم .

نوشته شده توسط عاطفه در 11:38 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/06/27

الو الو سلام

 

الو.....الو......سلام

کسی اونجا نیست؟؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه خدا نیست؟

پس چرا کسی جواب نمیده؟

یهو یه صدای مهربون!مثل اینکه صدای یه فرشتس! بله با کی کار داری کوچولو؟

خدا هست؟باهاش قرار داشتم...قول داده امشب جوابمو بده

...بگو من میشنوم.کودک متعجب پرسید:مگه تو خدایی؟من با خدا کار دارم

هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم

صدای بغض آلودش آهسته گفت:یعنی خدا هم منو دوست نداره؟؟

فرشته ساکت بود و بعد از مکثی نه چندان طولانی :نه خدا خیلی دوست داره مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟؟؟

بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت:هصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما

بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت

... بگو زیبا بگو هر انچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو

دیگر بغض امانش را بریده بود  بلند بلند گریه کرد و گفت:خدا جون خدای مهربون خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا

چرا ؟؟این مخلف تقدیره چرا دوست نداری بزرگ بشی؟

آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم ده تا دوست دارم  اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم ؟؟

نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم؟نکنه یادم بره هر شب باهبت قرار داشتم؟مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن ؟

مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن که من الکی میگم که باعات دوستم مگه ما باهم دوست نیستیم؟؟

پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه؟؟

....خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟؟؟؟ مگه اینطوری نمیشه باهات حرف زد؟

خدا پس از تمام شدن گریه های کودک...آدم محبوب ترین مخلوق من.... چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردن تا تمام دنیا در دستاشون جا میگرفت

...کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند.دنیا برای تو کوچک است

...بیا تا برای همیشه کوچک بمانی و بزرگ نشوی

کودک کنار گوشی تلفن در حالیکه لبخند بر لب داشت در آغوش خدا به خواب رفت......

نوشته شده توسط عاطفه در 9:36 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 1387/06/27

دعا با عشق

 اگر با کلمات دعا می کنی ، واژه هایت را از عشق پر کن و آنها را از اعماق قلبت برای خدا بازگو کن.وقتی دعا می کنی از ته دل با وی سخن بگو.به پروردگارت نشان بده که حاضری تمام وجودت را به پایش قربانی کنی.

راحت و ساده سخن بگو و بگذارتا قلبت هر چه را می خواهد به حضرت دوست بگوید.

چراغ دلت را روشن نگه دار!!!!!!!!!

عشق باید ماندگار باشد و شرط پابرجایی اش این است که دایم به آن نیرو بخشی.

یک چراغ نفتی تا آن زمان روشن می ماند که نفت ، قطره قطره به آن برسد. وقتی هیچ نفتی نباشد ، هیچ نوری نیست و زمانی فرا می رسد که معشوقت به تو می گوید :" تو را نمی شناسم ".

قطره های نفت چراغ عشق ما چیست؟

چیز هایی مانند لذت بردن از زندگی ، صبر، ساکت بودن، به درد و دل دیگران گوش دادن و................

خدا را در آن دور دست ها جستجو مکن.او در درون توست. مواظب چراغ دلت باش تا او را ببینی.

گویند درمان سوز عشق، وصال معشوق است اما چون عاشق و معشوق یکی شوند لفظ عشق می ماند و بس. 

نوشته شده توسط عاطفه در 9:6 |  لینک ثابت   • 
 
< html>