تبليغاتX
دنیای کوچک ما

پنجشنبه 1387/05/31

خوشه پروین

خوشه پروین

خوشه پروین یا "ثریا" را بسیاری می‌شناسند. قدیمی‌ها که خیلی راحت آن را در آسمان پیدا می‌کنند. برای مشاهده آن در ساعتهای قبل از نیمه شب ، بالای سرتان را نگاه کنید. لکه مه آلودی می‌بینید که با کمی دقت چند ستاره هم در آن می‌توان تشخیص داد. تیز بینی چشمانتان را با شمارش ستاره‌های خوشه پروین بیازمایید! در هوای آلوده شهرهای بزرگ معمولا فقط 4 تا 5 ستاره پروین را می‌توان دید. اگر در شبی صاف تا 6 ستاره در پروین توانستید ببینید، دید چشمانتان عادی است. در برخی شبهای صاف می‌توان تا 8 ستاره را نیز در پروین شمارش کرد.


تصویر


قدر ستارگان

روی هم رفته 20 ستاره پروین از قدر ششم درشخان‌ترند. اما انتظار نداشته باشید همه آنها را بتوانید به چشم ببینید، چون برخی از آنها بسیار به هم نزدیکند و تفکیک آنها بسیار دشوار است. کسانی بودند که می‌توانستند حتی تا 18 ستاره پروین را هم با چشم غیر مسلح ببینند! در مقایسه با دقت عقاب گونه دیدگان آنها ، مردمان عادی تقریبا کورند! پروین یکی از نزدیکترین خوشه‌های اختری باز در سراسر آسمان است و فقط خوشه باز "هوادس" در همان صورت فلکی ثور ، از آن به ما نزدیکتر است. فاصله 430 سال نوری ما را از ستاره‌های تشکیل دهنده پروین جدا می‌کند. این خوشه، پهنه‌ای به وسعت 4 برابر قرص ماه را می پوشاند و از اینجا می توان نتیجه گرفت اندازه واقعی آن تقریبا 22 سال نوری باید باشد. اگر به دوربین دوچشمی دسترسی دارید با آن به این خوشه زیبا نگاهی بیندازید!
عکسهای زمانگیر ، پروین را در احاطه سحابی رقیقی نشان می‌دهند که بیش از این پنداشته می‌شد بازمانده دوران پیدایش ستاره‌های آن باشد، اما چهار سال پیش ، اخترشناسان ، با بررسی دوباره تصاویر ماهواره فرو سرخ  آبراس
دریافتند که این سحابی متعلق به خود خوشه نیست بلکه پروین فقط از میان آن عبور می‌کند و ربطی به آن ندارد.
نوشته شده توسط عاطفه در 10:50 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/05/29

عشق در نگاه بزرگان

عشق در نگاه بزرگان

 


عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد . مادر ترزا

عشق نخستین سبب وجود انسانیست .  وونارگ

عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد .  ارد بزرگ

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .  شکسپیر

عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی .  شانفور

عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست .  کوستین

عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  جبران خلیل جبران

عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است  .  مادام دوژیرادرن

عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است .  زابوتن

عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است .  ژرژسان

عشق معجزه ایست . امیل زولا

عشق شیرینی زندگیست .  مارسل تینر

عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند  .  سنت بوو

عشق یکنوع تب و حرارت شدید است .  استاندال

عشق گل کمیابی است .  آندره توریه

عشق حادثه ایست .  کولارن

عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد . ریشله

عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . بوبن

عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . ایوانز

عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم .  کن بلانچارد

عشق یعنی ترس از دست دادن تو  . مثل ایتالیائی

عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست .  مادام دواستال

عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند .  لئوبوسکالیا

عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند . ویکتور هوگو

عشق رمز بزرگیست . افلاطون

عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد .  شانفور

عشق نبوغ عقل است. توسنل

عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار .  کراتس

عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود .  مادموازل دوسگوری

عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد . ولت

عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . آلفونس کار

عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند .  کرنی

عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است .  برنارد شاو

عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد .؟

عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد .  د. اسمیت

عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند .  مارکوس بیکل

عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند . ژرژسان

نوشته شده توسط عاطفه در 9:32 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/05/29

چند تا شعر زیبا از قیصر امین پور

 

لحظه های دیدار                        

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري                           
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري

لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري

آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري

با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري

صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري

عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري

رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري

روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري


فال نیک

 گفتی : غزل بگو ! چه بگویم؟ مجال کو؟

شیرین من ، برای غزل شور و حال کو؟

 پر می زنـد دلم بـه هـوای غـزل ، ولی

گیرم هوای پـر زدنـم هست  ، بال کو؟

 گیـرم  بـه فـال نیک بگیـرم بـهـار را

چشم و دلـی بـرای تماشا و فـال کو؟

 تقویـم چـار فـصـل دلـم را  ورق  زدم

آن برگـهـای سبز سـر آغاز سـال کو؟

 رفتیم و پرسش دل مـا بی جواب  ماند

حال سـؤال و حوصلـه قیل و قال کو؟


 

حرف آخر

 

هزار خواهش و آیا

هزار پرسش و اما

هزار چون و هزاران چرای بی زیرا

 

هزار بود و نبود

هزار شاید و باید

هزار باد و مباد

 

هزار کار نکرده

هزار کاش و اگر

هزار بار نبرده

هزار بوک و مگر

هزار بار همیشه

هزار بار هنوز...

 

مگر تو ای همه هرگز

مگر  تو  ای همه هیچ

مگر تو نقطه پایان

بر این هزار خط  نا تمام بگذاری 

مگر تو ای دم آخر

در این میانه تو

سنگ تمام بگذاری


 

من

سالهای سال مردم

تا این که یک دم زندگی کردم

تو می توانی

یک ذره

یک مثقال

مثل من بمیری؟


 

نامه اى براى تو


اين ترانه بوى نان نمى دهد
بوى حرف ديگران نمى دهد
سفره دلم دوباره باز شد
سفره اى كه بوى نان نمى دهد
نامه اى كه ساده و صميمى است
بوى شعر و داستان نمى دهد:
... با سلام و آرزوى طول عمر
كه زمانه اين زمان را نمى دهد
كاش اين زمانه زير و رو شود
روى خوش به ما نشان نمى دهد
يك وجب زمين براى باغچه
يك دريچه آسمان نمى دهد
وسعتى به قدر جاى ما دو تن
گر زمين دهد، زمان نمى دهد
فرصتى براى دوست داشتن
نوبتى به عاشقان نمى دهد
هيچ كس برايت از صميم دل
دست دوستى تكان نمى دهد
هيچ كس به غير ناسزا تو را
هديه اى به رايگان نمى دهد
كس ز فرط  هاى و هوى گرگ و ميش
دل به هى هى شبان نمى دهد
جز دلت كه قطره اى است بيكران
كس نشان زبيكران نمى دهد
عشق نام بى نشانه است و كس
نام ديگرى بدان نمى دهد
جز تو هيچ ميزبان مهربان
نان و گل به ميهمان نمى دهد
نااميدم از زمين و از زمان
پاسخ نه اين، نه آن... نمى دهد
پاره هاى اين دل شكسته را
گريه هم دوباره جان نمى دهد
خواستم كه با تو درددل كنم
گريه ام ولى امان نمى دهد...

نوشته شده توسط عاطفه در 8:54 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/05/28

شما نجار زندگی خود هستید

شما نجار زندگی خود هستید !

 

http://i37.tinypic.com/2e21mvt.jpg

یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.
یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.
پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.
برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.
صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.
در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر
و تمام مهارتی که در کار داشت را برای ساخت آن بکار می برد.
یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

این داستان ماست.
ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.
گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.
اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست.
آري ، درست است .
شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.
 

نوشته شده توسط عاطفه در 9:34 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/05/24

داستانهای پند آموز

 

 

سلام دوستان

من این دو تا داستان رو توی سایت کلوب دیدم و خیلی روی من تاثیر گذاشت . فکر می کنم برای شما هم مفید باشه

کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته تو ي يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره . براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه   کشاورز و  مردم روستا تصميم گرفتن  چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بميره و زياد زجر نکشه . 

مردم با سطل  روي سر الاغ خاک مي ريختند اما الاغ هر بار خاکهاي  روي بدنش رو مي تکوند و زير پاش مي ريخت و وقتي خاک زير پاش بالا مي آمد سعي ميکرد بره روي خاک ها .

 روستايي ها همينطور به زنده به گور کردن الاغ بيچاره ادامه دادند و الاغ هم همينطور به بالا اومدن ادامه داد تا اينکه به لبه ي چاه رسيد و بيرون اومد .

مشکلات زندگي مثل تلي از خاک بر سر ما ميريزند و ما مثل هميشه دو اتنخاب داريم . اول اينکه اجازه بديم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اينکه از مشکلات سکويي بسازيم براي صعود

 

 

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .

هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .

ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :

- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !

 

گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .

ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .

خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .

اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني .

هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .

 

به ياد داشته باش :

به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ،

به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .

نوشته شده توسط عاطفه در 12:58 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/05/24

باورها و تاثیر فوق العاده عجیب آنها

باورها و تاثیر فوق العاده عجیب آنها 


 

قبل از هر کس خودم خطاب این جریانی هستم که برایتان بازگو میکنم
آزمايشي را در « هاروارد يونيورسيتي » انجام دادند :80 پيرمرد و 80 پيرزن را انتخاب
كردند . يك شهرك را به دور از هياهو مانند با 40 سال پيش ساختند . غذاهاي 40 سال پيش
در اين شهرك پخته ميشد . خط روي شيشه هاي مغازه ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فيلم هاي
قديمي ، اخباري كه از راديو و تلويزيون پخش ميشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد
اين 160 نفر را از هر نظر آزمايش كردند :تعداد موي سر ، رنگ موي سر ، نوع استخوان ،
خميدگي بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، ميزان فشار خون ... بعد اين 160 نفر را به
داخل اين شهرك بردند ، بعد از گذشت 5 الي 6 ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست مي ايستادند
، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بين رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان
، رنگ موهاي سر شروع به مشكي شدن كرد ، چين و چروكهاي دست و صورت از بين رفت ...علت چه بود ؟
خيلي ساده است . آنها چون مطابق با 40 سال پيش زندگي كردند ، باور كرده بودند 40 سال جوانتر شده اند .
انسانها همان گونه كه باور داشته باشند مي توانند بينديشند . باورهاي آدمي است كه در هر لحظه
به او القا ميكند كه چگونه بينديشد . اصولا فرق بين انسانها ، فرق ميان باورهاي آنان است . انسانهاي
موفق با باورهاي عالي ، موفقيت را براي خود خلق ميكنند. انسانهاي ثروتمند ، باورهاي عالي و
ثروت آفرين دارند كه با اعتماد به نفس عالي خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت
ميروند و به لحاظ باورهاي مثبتشان به ثروت مطلوب خود ميرسند . قانون زندگي قانون باورهاست
. باورهاي عالي سرچشمه همه موفقيتهاي بزرگ است . توانمندي يك انسان را باورهاي او تعيين مي كند .
انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق ميكنند . دستاوردهاي شما را در زندگي باورهاي شما ميسازند .
زيرا باورها تعيين كننده كيفيت انديشه هاست و انديشه ها عامل اوليه اقدامها و اقدامها عامل اصلي
نوشته شده توسط عاطفه در 12:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه 1387/05/19

اسب حیوانی نجیب و زیبا

اسب

bestpicturegallery.com - web's best pictures - Best - picture - gallery -horse picture : shire, Semental Breton, by Hermano Gris (category: horse)

 
 
اسب

اسب یا اسپ پستانداری است از خانواده ی اکوئیدا است که از دیرباز در زمینه‌های کشاورزی، ترابری و همچنین در جنگ‌ها بسان ابزاری برای حرکت تند و ضربه زدن به سیستم‌های دفاعی دشمن بهره گیری می‌شده است.

نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت میدانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد. همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است .

 

نام اسب‌های گوناگون در زبان فارسی

باره یا بارگی، به معني مطلق اسب گفته می‌شود و ربطي به باربري ندارد.
  • بالاد و بالاده، به اسب تندرو یا اسب یدکی گفته می‌شود.
  • بوز، به اسب نیله (کبودرنگ) گفته می‌شود.
  • توسن، اسب سرکش را می‌گویند.
  • جُرده، به اسب اخته می‌گویند.
  • چرمه، به اسب سپید یا اسبی که دست و پایش سپید باشد گفته می‌شود.
  • خنگ، اسب سپید را می‌گویند.
  • سمند، اسب زرد را می‌گویند.
  • نَوَند، اسب تندرو را می‌گویند.
  • یَکران، اسب نژاده و نجیب را گویند.

عمر خیام در کتاب نوروزنامه نام گونه‌های اسب را چنین بیان می کند:

  • الوس چرمه، سرخ چرمه، تازی چرمه، خنگ، بادخنگ، مگس‌خنگ، سبزخنگ، پیسهٔ کمیت، کمیت، شبدیز، خورشید، گور سرخ، زردرخش، سیارخش، خرماگون، چشینه، شولک، پیسه، ابرگون، خاک‌رنگ، دیزه، بهگون، میگون، بادروی، گلگون، ارغون، بهارگون، آبگون، نیلگون، ابرکاس، باوبار، سپیدزرده، بورسار، بنفشه‌گون، ادس، زاغ‌چشم، سبزپوست، سیمگون، ابلق، سپید، سمند.

 واژه‌شناسی

اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، جاماسپ، لهراسپ و...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است. در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشه‌اند. اسب برای اولین بار در آسیای میانه که بعدها تورکستان نام گرفت اهلی شده است سپس به دشتهای ایران و راه یافته است. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می گفتند عرب ها این کلمه را به فارس معرب کرده اند و آن را برای به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده است. عربها برای اولین بار در دوره تجارت معروف به رحله شتا و صیف با اسب آشنا شدند و آن را بکار گرفتند.

 تاریخچه

تاریخ تکامل اسب ها هنوز به طور دقیق مشخص نمی باشد. به طور مثال, زمان جدا شدن گونه های الاغ (اکووس آسینوس), اسب های وحشی (اکووس فروس) و گورخر ها و اسب های اهلی (اکووس کابالوس) معلوم نیست. همچنین مشخص نیست گونه ی اسب های اهلی حاصل انتخاب طبیعی هستند يا انتخاب مصنوعی توسط انسان. قدیمی ترین فسیل های مربوط به این گونه به هفت هزار سال پیش از میلاد باز می گردند. ابتدا اسب به منظور تهیه ی غذا شکار می شده است, ولی به مرور زمان انسان آن را به فرمان خود در آورد و برای تهیه ی شیر و گوشت, و نیز حمل و نقل, آن را پرورش داد. قدیمی ترین آثار رام کردن اسب ها در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شده اند. پرورش و تربيت اسب ها به مرور زمان اهمیت ویژه ای يافت و انسان به درساژ و اصلاح نژاد پرداخت.

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط عاطفه در 13:54 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1387/05/17

پنگوئن پرنده ای زیبا و دوست داشتنی

پنگوئن

 پَنگوئن‌ها پرندگانی هستند بدون قدرت پرواز از راسته گوه‌ئیان (Sphenisciformes) از خانواده گُوِگان (Spheniscidae) که از ماهی‌ها تغذیه می‌کنند آنها بال‌های کلفتی دارند که به عنوان باله شنا از آن استفاده می‌کنند.

نام راسته و خانواده آنها نمایانگر شکل گوه‌ای بدن آنها است.

از نظر ریشه‌ای نام پنگوئن متعلق به پنگوئن اقیانوس منجمد شمالی می‌‌باشد این پرندگان قادر به پرواز نیستند زمانی که ملوانها به اقیانوس منجمد جنوبی رسیدند همین نام را به پرندگان آنجا که قادر به پرواز نبودند اطلاق کردند.

 پنگوئن امپراتور


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عاطفه در 8:34 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 1387/05/15

کیک عروسی

چند مدل کیک عروسی قشنگ براتون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عاطفه در 8:50 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/05/14

زمین کره خاکی

 
خیلی دوست داشتم که عکس زمینی که ما و همه جانداران دیگه توش زندگی میکنیم رو اولین عکس سایتم بذارم اما موفق نشدم.من که هر دفعه این عکس و می بینم احساس عجیبی بهم دست میده  شما چطور؟؟؟ حالا میتونین تصور کنین دنیای ما دنیایی که این همه اتفاقات جور واجور توش میافته در مقابل عظمت خدا و عظمت آفرینش چقدر ناچیز و کوچیکه!!!!
 
این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد. کارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
 
 
کره زمین در کهکشان
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط عاطفه در 12:59 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 1387/05/14

سفره عقد

سلام

میخوام امروز واستون عکس چند تا سفره عقد قشنگ و بذارم. 

اجزای سفره عقد:
اجزاي سفره عقد به گواهي تاريخ يكي از رسوم و گزينش هاي پيشينيان بي حكمت و بي دليل نبود . در واقع گستردن بساط عقد پيش از عروس و داماد نوعي كارت تبريك گويا با آرزوي سعادت براي زوج جوان بود . با اين هدف وبه اين مضمون هر تركيب و ماده اي كه در اين سفره به كار مي رفت ، معنايي ويژه و زيبا در خود داشت . شايد امروز بيشتر عروس و داماد ها و اطرافيان آنها ندانند كه معناي تركيب سفره عقد چيست و در اساس به چه منظور ي گسترده مي شود . يعني از يك رسم پر معناي ديرين فقط صورت ظاهري آن حفظ شده و به جا مانده است . در ادامه به معرفي اجزاي سفره عقد مي پردازيم : قرآن مجيد كتاب خدا به نشانه ي مورد تاييد قرار داشتن وصلت از سوي خداوند و طلب يمن و بركات الهي جلو آينه و بالاي جانماز قرار مي گيرد. آينه هچنان كه در خريد عروسي آينه در سرلوحه و پس از قرآن مجيد قرار دارد ، در سفره عقد نيز در صدر سفره و رو به عروس و داماد قرار مي گيرد تا با نگريستن در آن دلهايشان نسبت به هم مانند آينه صاف و زلال باشد و سعادتمند شوند . يك جفت شمعدان شمعدانها در دو سوي آينه جاي دارندو شمع هاي فروزان درون آنها هنگام جاري شدن صيغه عقد ،‌نشانه آرزوي روشنايي وگرمي در پيوند عروس و داماد است . جنس شمعدان با قاب آينه يكي و معمولا نقره برنز يا بلورين مي باشد. جانماز پيشاپيش آينه گسترده مي شود و روي آن مهر و تسبيح زيبايي قرار مي دهند تا گواهي بر پاي بندي زوج نسبت يه اصول دين اسلام باشد و تبرك آن شامل حال عروس و داماد شود . اين سجاده و زير مهري كوچك روي آن يا از جنس ترمه قديمي به جا مانده در خانواده با آستر ساتن خوش رنگي مانند زرشكي و غيره مي باشد يا آن را مخصوص عروس از مخمل سفيد مي دوزند و رويش را با نخ براق نقره اي سوزن دوزي مي كنند . مهر اين جا نماز به شكل قلب يا گل يا اشكال زيبا واستثنايي ديگر انتخاب مي شود. كاسه نبات در يك سوي بالاي سفره عقد توده اي از نبات را به شكل زيباي قالبي خاص كه گاه در چندين طبقه تهيه شده است ، قرار مي دهند . نبات نماد آروزي شيريني پيوند عروس داماد است كه معمولا آن را از نبات اعلاي زعفراني تدارك مي بينند. نقل و سكه نقل به نشانه ي شيرين كامي و سكه براي افزايش روزي عروس و داماد سر سفره ي عقد گذاشته مي شود . امروز مخلوطي از نقل سه مرواريد و پولك را در بسته بندي هاي كوچك يا اشكال ابتكاري ديگر قرار مي دهند واين تورها را با شكوفه و روبان تزيين مي كنند.سكه هاي ويژه سفره عقد ،طلايي رنگ است كه روي آن مبارك باد يا نام مبارك حضرت مهدي (عج) ضرب مي شود . تخم مرغ از دير باز تا كنون تخم مرغ نماد تولد وتداوم نسل است از اين رو پيداست كه نهادن آن بر سفره ي عقد به نيت ادامه نسل زن و مرد و باروري ازدواج آن دو مي باشد. معمولا براي تبرك تعداد تخم مرغ ها را پنج دوازده يا چهارده به نيت پنج تن دوازده امام (ع)‌و چهارده معصوم(ع)‌انتخاب مي كنند. فندق گردو و بادام اين خوراكي هاي مقوي و پر مايه الهي رانيز به نشان گسترده بودن سفره خوراك عروس و داماد و توانمندي آنها سر سفره عقد مي گذارند. نان و پنير نان را به نشانه ي بركت خداوند و پنير را با نيت وسعت روزي و سپيد بختي بر سر سفره عقد مي نشانند . امروز نان و پنير را به صورت لقمه هاي كوجك در مي آورند و با نايلون محافظ غذامي پوشانند. سبزي را به نشانه ي سلامتي سر سبزي و خرمي در سفره عقد مي گذارند. سبزي عقد، سبزي خوردن است كه از تره ريحان شاهي نعناع تربچه پيازچه تشكيل مي شود. گل به نشانه شادابي و طراوات و به عنوان نمادي از زيبايي اين پيوند سبدي از گل بر سفره عقد مي نشانند. همچنين براي آراستن اجزاي ديگرسفره  عقد نيز از شاخه هاي گل و گلبرگ هاي رنگين استفاده مي كنند . گل سرخ يا رز نماد شناخته شده عشق در سراسر جهان است . شيريني آشكار است كه شيريني به نشانه به ارمغان آوردن شهد خوشبختي بر سر سفره عقد مي نشيند. معمولا هر دو نوع شيريني خشك و تر را به اين منظور به كار مي برند شيريني سفره عقد بايد خوش ريخت كوچك وتازه باشد. ميوه: نهادن ميوه هاي رنگين بر سر سفره عقد به منزله برخورداري عروس و داماد از مواهب رنگارنگ الهي ونعمت هاي طبيعي زندگي است. عسل : مراسم عسل در دهان همديگر گذاشتن پس از جاري شدن صيغه عقد به منظور آن كه عروس داماد در آينده مايه ي شيرين كامي و دلارامي هم باشند. جا حلقه اي: حلقه ي ازدواج زوج معمول امشابه هم است و در جعبه مخصوصي از طلا فروشي خرداري ميگردد . اين حلقه را بر جايگاه خاص و زيبايي پيش پاي عروس و داماد مي گذارند. تا پس از جاري شدن صيغه عقد آن را در انگشت هم جاي دهند. خونچه نان و اسپند به مفهوم سفره كوچك است و در اصطلاح به طبق هايي چوبي گفته مي شد كه در آن وسايل عقد را قرار مي دادند. نان: در گذشته نان سر سفره عقد سنگك بود اما امروزه هر نوع ناني رامي توان به اين منظور مورد استفاده قرار داد. اسپند علاوه بر دود كردن اسپند در آغاز هر يك از مراسم و جشن هاي مربوط به ازدواج از جمله عقد به نيت دور داشتن چشم بد از وصلت جديد و از جان عروس و داماد. كله قند ساييدن يك جفت كله قند هم شكل و هم اندازه روي پارچه اي بر سر عروس و داماد به نيت فروباريدن شادي و شييرني بر سر آنها طي زندگي مشترك صورت مي گيرد. تور قند ساييدن حرير تور با پارچه نازك سپيد رنگي را به شكل مربع يا مستطيل تهيه مي كنند تا كله قند ها روي آن بر سر عروس و داماد ساييده شود .

  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عاطفه در 8:43 |  لینک ثابت   • 
 
< html>