شنبه 1388/03/02
آرزوهای بزرگ
|
آرزوهای بزرگ براي شما از زبان ویکتور هوگو
.
. | |
|
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني. برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد. و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی. و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی نه خیلی غیرضروری، تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد. همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند چون این کارِ ساده ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی. و امیدوام اگر جوان كه هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند. امیدوارم سگی را نوازش کنی به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد. چرا که به این طریق احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان. امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی هرچند خُرد بوده باشد و با روئیدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد. بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است. فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است! و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید. اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم! | |
دوشنبه 1388/02/28
غازها و عقابها
غازها وعقابها )
توی زندگی ، تفاوت آدم ها در نگاهشون به زندگی ، به اندازه تعداد
اونهاست . همون طور که صورت ها و ظاهر ادم ها با هم فرق داره
، در افکار و رفتارشون با هم تفاوت دارن .
به نوعی می شه گفت هر انسانی یک کتابه . تا زمانی که بازش نکنی و
نخونیش ،اون رو کامل نشناختی . اصلا هم اسون نیست چون گاهی
بعضی کتاب ها اونقدروحشتناک هستند که تا چند وقت از خوندنشون
کابوس می بینی و آشفته می شی ولی گاهی خوندن بعضی کتاب ها مثل
قران ، حافظ ، اشعار سهراب تا سال ها مستت می کنه چون یک جمله
اش می تونه روحت رو دوباره از اول جلا بده و دلت رو صاف کنه .
توی این دنیا از بچگی ، ما تعلیم داده می شیم و قوانینی برای ذهن بی برنامه و خالی ما
وضع میشه که از طرف خانواده ، دوست ، مدرسه و اجتماع خودآگاه ، نا خودآگاه ، مستقیم،
یا غیرمستقیم، ارادی و غیرارادی در مغز کوچیک ما جا گرفته که پاک کردن و از اول
نوشتن قوانین اراده فولادی و تمرین خیلی زیادمی خواد .
دکتر وین دایر در کتاب عظمت خود را دریابید بحث جالبی می گه :
می گه ادم ها دو دسته هستند غاز ها و عقاب ها . هرگز نباید عقاب ها رو به مدرسه غازها
فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها رو مشغول کنه . کسی که مثل غاز
هست و تعلیم داده شده نمی تونه درست پرواز کنه و به خار و خاشاک گیر می کنه که مانع
پروازش می شه . ولی عقاب رسالتش اوج گرفتنه . عقابی که مثل غاز رفتار می کنه از ذات
خودش فرار می کنه .
بدترین چیز ندونستن قوانین عقاب هاست . این که ندونیم چطوری عقاب باشیم .
* غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند
. افکارشون کپی شده هست و اصلا خلاقیت نداره . اکثر مواقع هم همگی با هم به نتایج
یکسان می رسند چون دقیقا مثل هم فکر می کنند .
ادامه مطلب
یکشنبه 1388/02/20
اَلــسَّــلامُ
عــَلـَیــْكِ یــا ســــَیّــِدَةَ
نـِسـاءِ العـالَمـیـن اَلـسَّـلامُ عَـلـَیْكِ
یا والِـدَةَ الْحُجُجِ عَلَى النّاسِ اَجْمَعینَ، اَلسَّلامُ
عَلَیْكِ اَیَّتُهَا الْمَظْلوُمَةُ الْمَمْنوُعَةُ حَقُّه،اَللّهـُمَّ صـَلِّ عَلى اَمَتِكَ
وَابـْنـَةِ نـَبـِیِّكَ وَ زَوْجـَةِ وَصـِىِّ نـَبـِیِّكَ صَلوةً
تَزْلفُه فَوْقَ زُلْفى عِبادِكَ الْمُكْرَمینَ
مِنْ اَهْلِ السَّمواتِ وَاَهْلِ
الارَضَـین
سه شنبه 1388/01/18
معابد بسیار زیبای جهان
ای آنكه تو طالب خدایی به خود آ
از خود بطلب كز تو جدا نیست خدا
اول به خود آ چون به خود آیی بخدا
اقرار نمایی به خدایی ِ خدا
کن

















چهارشنبه 1387/12/21
چند ترانه زیبا از آقای محمد صالح اعلا
گل نیلوفر آبی
پشت پلک من می خوابی
بشی خورشید خصوصی
واسه خودم بتابی
آروم آروم ، بازی بازی ، با دل تنگم بسازی
«تو شبستون چشات»
پای پله های پلکت
مچ مهتابو می گیرم
اون دمی که گرگ و میشه
پیش پای تو می میرم
اگه روزو خواسته باشی
شبو تا تهش می نوشم
می زنم به آب و اتیش
با خود خورشید میجوشم
.....
تو با اون نگاه یاغی
قرق سینه مایی
فاتح قله رویا!
کی به فتح ما میایی؟













































































